
ufeffبه نامه خداونده جان آفرین...حکیمه سخن بر زبان آفرین... خیابونا با ما آشنان قدمامون روشون موندگاره... کی نفس بکشه یا که نه رسمه روزگاره... بچها تو خیابونن امّا زیاد توش نمیمونن چنکه میدونن زندگیه خیابونی چه خطر داره... کسی نیست که بکس و بر هزر داره... قدممون چه سنگینن وقتی راه میریم...تیریپّه بکسمونو همینجا میگیم... قمها به کمر زیره لب این جملرو میخونیم....خدا تو جنگله اسفلت بزار زنده بمونیم... درختایه اهنی ،حیوونا یه انسان نما...رسمه شاخبازی رو تو خیابون میکنن روا... بچهامون هنوز مثله عشاق مستن...نکه تیغها با این بدن آشنا هستن... هنوزم بکس ما با مرامن...میذارن تیریپّه معرفت و برا من... دارم برادری پاهاش چوبی،نیم تنه یه آهنی...امّا نیستش از جن...
ادامه مطلب